دوران شکوهمند انقلاب آخوندی
خداوند رفتگان همه ى شما را رحمت كند
. آن روز ها كه هنوز امام عزيز مان ، آن جام زهر كذايى را سر نكشيده بودند ، و هر روز توى حسينيه ى جماران ، براى ما ريش مى جنبانيدند و حرف هاى خوب خوب مى زدند ، همه ى فكر و ذكرشان اين بود كه چطورى ميتوانند اين انقلاب پر شكوه اسلامى مان را به شرق و غرب عالم " زور چپان " بكنند
اما ، از بخت بد ، عمر عزيز شان وفا نكرد و ايشان پيش از آنكه شاهد بالندگى و نفوذ انقلاب در گوشه و كنار دنيا باشند ، ريق رحمت را سر كشيدند و به اسيران خاك پيوستند ..خداوند ايشان را با انبيا و اوليا محشور كند انشا الله!! اين آقاى امام ، راستى راستى امام جالبى بود ! اگرچه ما از حرف هاى ايشان سر در نمى آورديم
در آن روز ها، اول قرا ر بود برويم اسراييل را بگيريم ، و قدس عزيز را آزاد كنيم ، اما وسط هاى راه پشيمان شديم و گفتيم : چرا اول نرويم كربلا را بگيريم كه هم نزديك تر است و هم سر راست تر ؟؟!! بعد چون ديديم طرف پر زور است ، خواستيم انقلاب مان را به چين و ماچين صادر كنيم ، اما باز ديديم اين استكبار جهانى بيدى نيست كه از اين بادها بلرزد ، داشتيم بكلى از انقلاب و منقلاب و شكر خوردن خودمان پشيمان ميشديم كه دوباره ، امام عزيز مان ، نهيبى امامانه به ما زد و خلاصه كلى هندوانه زير بغل مان گذاشت تا بلكه بتوانيم در اين " زور چپان انقلابى " نقش انقلابى خودمان را بازى كنيم ! اما اين روز گار لاكردار امان نداد و پيش از آنكه از اينهمه گرد و غبارى كه راه انداخته بوديم نتيجه اى بگيريم ، امام مان بار و بنديلش را بست و راهى آن دنيا شد
بارى ، بعد از رحلت امام عزيز مان ، چون مقامات ريز و درشت جمهورى اسلامى ، از صدور انقلاب شان به شيوه هاى زور چپان مايوس شده بودند ، دست به ابتكارهاى تازه ترى زدند وضمن اينكه پول بى زبان نفت را توى جيب برادران مسلمان انقلابى ريختند تا چند تا از عكس هاى گنده ى امام خمينى را در خيابانها و جاده هاى اينسو و آنسوى دنيا آويزان كنند ، و براى شادى روح پر فتوح ايشان صلوات هاى هزار دلارى بفرستند ، كاميون كاميون ، بلكه هواپيما هواپيما ، از توضيح المسائل امام خمينى و حليه المتقين مرحوم مجلسى و نوشته هاى گرانقدر شهيد راه آزادى مرحوم سيد عبدالحسين دستغيب را به اينجا و آنجاى دنيا فرستادند تا خلايقى كه در سر زمين كفر زندگى ميكنند ، نكند يكوقت خداى نكرده ، در آداب توالت رفتن و همخوابگى با شتر و فيل و اسب و مورچه ، دچار اشكالاتى بشوند
اگر مى خواهيد بدانيد انقلاب پر شكوه اسلامى مان تا چه حد در قلب و جان مسلمانان جهان نفوذ كرده است سرى به مرزهاى شمال و جنوب و شرق و غرب ايران بزنيد تا بدانيد
در مرز هاى آذربايجان ، برادران انقلابى مسلمان ايرانى ، كارتن كارتن قرآن و توضيح المسائل به آنور مرزى ها ميرسانند ، و در عوض ، برادران مسلمان آنور مرز ، كه هنوز پيه انقلاب اسلامى به تن شان نخورده است ، كارتن كارتن ودكاى ناب روسى ، تحويل برادران انقلابى اين سوى مرز ميدهند ،. اين را ميگويند معامله ى پاياپاى انقلابى
آنهايى كه هفتاد هشتاد سال در آنسوى مرز بوده اند و هفتاد هشتاد سال از قمه زنى و سينه زنى و اشك فشانى محروم بوده اند ، حالا مى توانند با خيال راحت ، تلافى هفتاد سال گذشته را در بياورند و به اندازه ى هفتاد سال گريه كنند ! در عوض برادران مسلمان انقلابى اينسوى مرز ، ودكا هاى ناب روسى را به صد برابر قيمت ، به " اهل بخيه " در ايران ميفروشند و با پولى كه از اين راه حلال بدست آورده اند ، ميروند در سويس و اسپانيا ، ويلا مى خرند و به ريش هر چه آدم ساده لوح مى خندند . خب ديگه ، انقلاب اگر هزار و يك عيب داشته باشد ، خوبى هايى هم دارد . مخصوصا اگر انقلابش از نوع انقلاب ناب اسلامىاش باشد
انسان انقلابى هم، يعنى اينكه آدم قرآن بدهد ودكا بگيرد ! چه عيبى دارد ؟ اين برادران مسلمان انقلابى ما كه اهل ودكا و اين زهر مارها نيستند ! ميآورند ميفروشند و دو زار هم كاسب ميشوند .
اما ، از بخت بد ، عمر عزيز شان وفا نكرد و ايشان پيش از آنكه شاهد بالندگى و نفوذ انقلاب در گوشه و كنار دنيا باشند ، ريق رحمت را سر كشيدند و به اسيران خاك پيوستند ..خداوند ايشان را با انبيا و اوليا محشور كند انشا الله!! اين آقاى امام ، راستى راستى امام جالبى بود ! اگرچه ما از حرف هاى ايشان سر در نمى آورديم
در آن روز ها، اول قرا ر بود برويم اسراييل را بگيريم ، و قدس عزيز را آزاد كنيم ، اما وسط هاى راه پشيمان شديم و گفتيم : چرا اول نرويم كربلا را بگيريم كه هم نزديك تر است و هم سر راست تر ؟؟!! بعد چون ديديم طرف پر زور است ، خواستيم انقلاب مان را به چين و ماچين صادر كنيم ، اما باز ديديم اين استكبار جهانى بيدى نيست كه از اين بادها بلرزد ، داشتيم بكلى از انقلاب و منقلاب و شكر خوردن خودمان پشيمان ميشديم كه دوباره ، امام عزيز مان ، نهيبى امامانه به ما زد و خلاصه كلى هندوانه زير بغل مان گذاشت تا بلكه بتوانيم در اين " زور چپان انقلابى " نقش انقلابى خودمان را بازى كنيم ! اما اين روز گار لاكردار امان نداد و پيش از آنكه از اينهمه گرد و غبارى كه راه انداخته بوديم نتيجه اى بگيريم ، امام مان بار و بنديلش را بست و راهى آن دنيا شد
بارى ، بعد از رحلت امام عزيز مان ، چون مقامات ريز و درشت جمهورى اسلامى ، از صدور انقلاب شان به شيوه هاى زور چپان مايوس شده بودند ، دست به ابتكارهاى تازه ترى زدند وضمن اينكه پول بى زبان نفت را توى جيب برادران مسلمان انقلابى ريختند تا چند تا از عكس هاى گنده ى امام خمينى را در خيابانها و جاده هاى اينسو و آنسوى دنيا آويزان كنند ، و براى شادى روح پر فتوح ايشان صلوات هاى هزار دلارى بفرستند ، كاميون كاميون ، بلكه هواپيما هواپيما ، از توضيح المسائل امام خمينى و حليه المتقين مرحوم مجلسى و نوشته هاى گرانقدر شهيد راه آزادى مرحوم سيد عبدالحسين دستغيب را به اينجا و آنجاى دنيا فرستادند تا خلايقى كه در سر زمين كفر زندگى ميكنند ، نكند يكوقت خداى نكرده ، در آداب توالت رفتن و همخوابگى با شتر و فيل و اسب و مورچه ، دچار اشكالاتى بشوند
اگر مى خواهيد بدانيد انقلاب پر شكوه اسلامى مان تا چه حد در قلب و جان مسلمانان جهان نفوذ كرده است سرى به مرزهاى شمال و جنوب و شرق و غرب ايران بزنيد تا بدانيد
در مرز هاى آذربايجان ، برادران انقلابى مسلمان ايرانى ، كارتن كارتن قرآن و توضيح المسائل به آنور مرزى ها ميرسانند ، و در عوض ، برادران مسلمان آنور مرز ، كه هنوز پيه انقلاب اسلامى به تن شان نخورده است ، كارتن كارتن ودكاى ناب روسى ، تحويل برادران انقلابى اين سوى مرز ميدهند ،. اين را ميگويند معامله ى پاياپاى انقلابى
آنهايى كه هفتاد هشتاد سال در آنسوى مرز بوده اند و هفتاد هشتاد سال از قمه زنى و سينه زنى و اشك فشانى محروم بوده اند ، حالا مى توانند با خيال راحت ، تلافى هفتاد سال گذشته را در بياورند و به اندازه ى هفتاد سال گريه كنند ! در عوض برادران مسلمان انقلابى اينسوى مرز ، ودكا هاى ناب روسى را به صد برابر قيمت ، به " اهل بخيه " در ايران ميفروشند و با پولى كه از اين راه حلال بدست آورده اند ، ميروند در سويس و اسپانيا ، ويلا مى خرند و به ريش هر چه آدم ساده لوح مى خندند . خب ديگه ، انقلاب اگر هزار و يك عيب داشته باشد ، خوبى هايى هم دارد . مخصوصا اگر انقلابش از نوع انقلاب ناب اسلامىاش باشد
انسان انقلابى هم، يعنى اينكه آدم قرآن بدهد ودكا بگيرد ! چه عيبى دارد ؟ اين برادران مسلمان انقلابى ما كه اهل ودكا و اين زهر مارها نيستند ! ميآورند ميفروشند و دو زار هم كاسب ميشوند .
در عوض آنور مرزى ها ، هى قرآن مى خوانند وهى اشكهاى پس مانده ى هفتاد ساله شان را مى ريزند ، هم خودشان ثواب مى كنند ، هم ثوابى نصيب اين برادران مسلمان انقلابى اينور مرز ميشود . تازه آن ودكاى ناب روسى هم وقتى گير " اهلش " مى افتد ،وقتيكه آنرا به سلامتى نوشيدند ، و گيج و منگ و پاتيل شدند ، دو سه تا خدا بيامرزى براى همه ى اموات اين برادرا ن انقلابى مسلمان ميفرستند و از اينطرف هم ثواب ديگرى نصيب ايشان ميشود
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 18:44  توسط آرمین
|
