جرم من قبول نکردن کهنه گیست! نه دین
دینی که بر من و ما تبلیغ کرده اند افیون و طاعونی است که فقط و فقط برای استسمار من و ما آماده است
این دینی که ما داریم آنچنان از لحاظ منطقی و فلسفی ضعیف است که ابتدائی ترین روشن فکر امروزی (روشن فکر آزاد اندیش نه وابسته )میتواند در اولین ساعت از مسلمان شدنش از دین خود بر گردد .اشکال از کجاست ؟این سوال من است. این سوال همه
جوانان این مملکت بطور مستقیم و غیر مستقیم است .نهضت روشن فکری امروز بیش از بیش نیازیست که ما با آن روبرو هستیم
روشن فکر مانندبیمار ایدذی است در ایران و تفکرات او هم بیماری ایدذ اوست .بله جواب اینجاست قبول نکردن روشن فکر و روشنفکری
تاریخ نشان داده است که نظرات جدید و عقاید نو و بهتر و علمی و منطقی تر در هر زمانی محکوم بوده است
در فرانسه در انگلستان در آلمان در ایتالیا ...... در اکثر جاهای دنیا .برای مثال مثل معروف گا لیله یا و بسیاری از مسائلی که در جهان رخ داده است .کجاست آن چینی که زمانی خارجی ها را در کشور خود راه نمی دادند و زنان خود را مانند امروز ما در خانه نگه میداشتند و او را فقط وسیله ای برای لذت بردن میدانستند و اقتصادشان وابسطه به کشاورزی بود .زن امروز چین از فشارآن زمان نه چندان دور و برای رهایی از آن تفکرات امروز دست به
sexوفحشا میکند تا جائی که امروز sex چین را از پای در آورده است. .سکس قحشا و آزادی های جنسی در اروپانتیجهء استسمار زن در زما ن قرون وسطی است.و هزاران مثال دیگر.... دلیل امروز اینکه جوان امروز ما با تفکراتی چون فاشیستی و نا سونالیستی و نهلیستی و اگزیستانزیالیستی و سوسیالیستی و مازوخیستی ........دارد احساس نو بودن و قبول نکردن دیکته گری و افزایش آگاهی او نسبت به پدران و اجداد اوست .اگر بخواهم ساده بیان کنم جوان امروز وابسته به امروز است نه دیروز .او حیطهء حقیقتی که پدرش و اجدادش را کنکاش کرده است را میخواهد افزایش دهد .او محکوم به این کار است .چون ویژگی اصلی زنده بودن و انسان بودن است وروح حیات همین است اصلان اگر دقیق بیندیشیم وجود خود خدا وند همین است .اگر این گونه نبود ما هنوز در عصر حجر زندگی میکردیم و با همان امکانات و تفکر .آری مشکل بشریت انسان بودن و حس کنکاش و کنجکاوی اوست . درست تر این است که بگوییم بهترین ترفند او انسان بودن اوست همین کنجکاوی و هوش زکاوت اوست .مشکل این رژیم آخوندی همین است. من تو و ما تفکرات نوی ما همه و همه مشکل اساسی این آخوندی است که در تبلیغ دینش با مشکل تداخل گفته های او با عمل روبروست .اما ای برادر کیست که حقیقتی به روشنی این را قبول کند؟دلیل اینکه غرب در حال حاضر سردم دار علم و آسایش و رفاه ودر کل آمالیکه ما داریم است قبول روشن فکریاست .من صحبتم با کسانیاست که طرفدار نظامیاست که خمینی بوجود آوده است .آنهایی که با تمام وجودشان براین جهالت عبث پافشاری میکنند .مشکل شما قبول نکردن عقل وتفکر و منطق است . خمینی خود چندین بار روشنفکری را تجدد دانسته و آن را حرام دانست .وچندین انسان بی گناه که جرم آن تفکر از نوع دیگر بود اعدام کرد( بیش از 20000انسان مظلوم بی گناه )جرم آنها این بود که تفکرات کمنیستی داشتند .جرم آنه این بود که تفکرات مارکسیستی داشتند .و برادر این بار دین برای استسمار من تو آمد .آری برادر این بار ما را به جرم تفکر به بیگاری بردندوقتی که او علم را موهوم میداند و قتی که جلوگیری میکند از اسطنباط و اکتشاف و تحقیق ما چه داریم بگوییم برادر م
پس به من حق بدهید که فردا به جز سکس و ورزش و پول و قدرت و ...... فکر نکنم .من در این مملکت محصورم
انسانهایی از این مملکت رفته اند و هر روز میروند که یک لحظه تفکرات او برابر با چندین سال کار و زحمت جد اندر جد من و امثال من است که نه با پول و هیچ چیز قابل اندازه گیری است .من و ما و از همه بیشتر سردم داران حکومت ایران تا وان این مسائل را داده و میدهیم .آخرین حرف من این است که ما نباید نشخوار گر تفکرات متعصب این رهبران دینیی که هر روز بخاطر منا فعش گفته هایش را عوض و بدل میکند باشیم .ما نباید مانند ماشین زندگی کنیم .میدانم سخت است ولی راه سعادت و انسانیت این است .کسانی که میخواهند راه حقیقت بروند راهی جز مبارزه با استسمار گری ندارند استسماری که مخالف با عقیده است .به عقیدهء من این مخالفت مخالفت با وجود مبارک خود خداست. بیایید به میوه ای بنشینیم که فداکاری باغبانمان خاکمان آبمان هوایمان و خدایمان را فقط احساس کند میدانم که نمی توان جبران کرد درود بر تو ای انسان واقعی ای شریعت خدا ای فهم را به تسخیر درآورنده
ای شریعتی .
کسانی که دم از آزادی در این مملکت مبتلا به بیماریی به نام آخوند میزنند بهتر است از خوابی که خود را به آن زده اند بیدار شوند تا حقایق را ببینند
