ما برای اسلام چه کرده ایم؟خیانت یا خدمت؟
سلام بر تما م دوستانی که من را با نظر ها شان یاری میکنند و من برای شناخت ایراداتم صمیمانه به نظر های شما دوستان عزیز نیاز دارم
امروز روز بزرگیست امروز روزی است شخصی هما سه ای جا ودان خلق کرد ولی افسوس که اندک کسانی به حقیقت ما جرا پی بردند
امرو روزی است جهان یکی از مردان مرد خود را برای حق و حقا نیت وزیر بار ظلم نرفتن از دست داد.امروز روز شهادت حسین است . امروز روزی است که جهان لحظه ای دید که چگونه میشود بر جهالت انسانی غلبه کرد .امروز روزی است که خداوند و حقیقت خواستند تا چهرهء خود را بر این مردم همیشه در جهالت نشان دهند ولی صد افسوس که مردمی چون ما همیشه راه را از بیرهه
انتخاب کرده ایم و در پی براهانی مستقیم وآسان بر دلیل وجود کاری میگردیم چون فکر و تفکرات جامعه محدود و کم ظرفیت میباشد
دلیل اصلی شهادت حسین در وفاداری به اسلام و مسلمانیت و دین و مذهب نبود که اگر بود حسین هم راهی اشتباه طی کرده است ولی با کمی دقت می توان در یافت که حسین محدود به زمان و مکان و قوم و مذهب و سایر وابستگی ها نیست بلکه حسین متعلق به تمام بشریت میباشد .
پیام حسین چیزی جز پایداری دین اسلام است .که اگر این گونه باشد پیامبران دیگری هم بوده اند که مانند حسین وحتی بدتر ازحسین
سختی کشیده و شهید شده اند ولی چرا ما اینقدر به حسین علا قه داریم؟این کدام ترازو است که رشادت و شهادت حسین را با لاتر از دیگر امامان میسنجد ؟آیا هر قدر رتبهءامامان ما نزدیکتر به رتبه بندی آنها باشد مهمتر اند ؟
من به شخصه این مسئله را منتفی ندانسته ولی بسیار نسبیت را در آن صادق میدانم .ولی اهمیت حسین در نحوهء ارشاد و تفکرات بالا و
درک بالا از مو قعیت ها و در کل روح بزرگی که او داشت است که از دیگر امامان ما او را متمایز کرده بود
ما انسانهای عصر کنونی گمراه در این مسائل دور باطلی تشکیل داده و اگر این گونه باشد تا ابد بیراهه خواهیم رفت چون هدف معلومی نراریم و مقصدی برای آن تعیین نکرده و درک درستی ازآن بدست نیا ورده ایم .من به شخصه مشکل اصلی را در روشنفکران دینی و دانشمندان عرصه دین اسلام میدانم .رهنمود و روشنگری در هر جامعه ای بر عهدهءروشنفکران و نوابق و دانشمندان آن کشور است چون آنها درک بالائی از تمامی موضوعات دارند ولی در جامعه ما ما جرا چانان مضحک است است که واقعا قابل بیان نیست
رهبر دینی و مذهبی و رهنمد کنندهء مردم در این مورد هیچ گونه احساس مسئولیتی در این بابت نکرده و خود از قضیه استفادهای ساسی و مو ضع قدرتی میکند و من مطمئنم که با تمام و جودشان این مسئله به ضرر شان تمام میشود ولی نمی دانم تا کی اوضاع بهرانی باشد این رهبران فکری مردم دست به کار خواهند شد آیا آن زمان که کار از کار گذشته باشد ؟ آیا زما نی که مردم هر کاری را که
خود خوب و بد آن را تشخیص دهند آن را به امامان و اسلام و دین ربط دهند یا ندهند دست به کار خواهند شد؟ تا جائی که امروز ما
شا هد هر گونه افراطی گری در زمینهء مذهبی و دین داری از سوی بعضی انسان های نا آگاه هستیم و رهبران ما هیچ گونه دخالتی نکرده و کاری به کارشان ندارند بلکه آنها را تشویق به ادامهء کارهای احمقانه و بیشرمانه ای دست بزنند .من نمی دانم آن کدام منطق و استدلال است که میگوید با بدن عر یان در مسجد محل راز و نیاز و نمازهای عا شقانه باید سینه زد و عرق بدن این مردم از همه چیز بی خبر و نادان و همیشه در جهالت باید در این مسجد ریخته شود و نجس گردد من نمی دانم که این کدام منطق است که می گوید که
با ید با نوهیهء شور عزاداری کرد چون عزاداران آن شیفتهء حسین اند .آیا انسان با لاتر از فرشته سزاوار این گونه شخصیت است
آیا این همان انسانی است که خداوند زمان آفرینش آن به خود گفت من احسن والخالقین ام .آیا هر گونه عزاداری با هر نوع حرکت فیزیکی و هر نوع بیانی و هر نوع تفکری درست است ؟ نگواید نه که اکنون شا هد ان هستیم و خدا میداند که کی این نسل ما
دست از جهالت و گمراهی بر خواهد داشت . عزاداری ما به درد چه کسی میخورد ؟ من میدانم که خیلی از شما ها چه جوابی دارید ولی قبل از اینکه پاسخ برای خود پیدا کنید کمی فکر کنید و با منطق جواب دهید
عزاداری ما به درد حسین میخورد یا خودمان یا خدا یا اسلام یا اصولاعزاداری باید به دردی بخورد و اصولا ما به چه چیزی میگوایم به درد بخور؟ هر کسی جوابی دارد ولی منطق جوابی دارد که شاید شما بدانید منطق میگوید اصولا هر عملی باید عکسی هم داشته باشد
وما بازخورد آن را باید مشاهده کنیم و چه زیبا ما نتایج عزاداریمان را مشاهده میکنیم درست است که هیچ کاری از بنیه بد نیست و مزایایی دارد ولی معایب این عزاداری نا درست محسنات آن را چون تاریکی در بر گرفته است و اصولا فلسفهء عزاداری غلط است و ما میتوانیم ارادت خود را به حسین و فاداری خو به این امام والا جز با عمل فیزیکی ثابت کنیم
این فلسفهء غلط اندر غلط هدیه یهء صفویان خر مسلک و جاهل است که چه میراثی بدرد بخور برای ما به ارمغان گذاشته اند
و رهبران ما که مشغول تبلیغ مذهب پوچ در پوچ خودهستنند به این معذل نگاهی از روی سیاست انداخته نه از روی دلسوزی به مذهب یا وظیفه شناسی ایست.من و شما ای بربدر و خواهر مسلمان واقعی راهی جز تمسک به سفارشات دکتر علی شریعتی نداریم .براستی که راه راست راه اوست من با تمتم وجودم عرض میکنم نه از روی ارادت و تعلق خاص. راه من راه شریعتی است راه حقیقت این است
که ما با چشم باز تمام جوانب را در نظر بگیریم وگوش به این آخوندهای سیر خورده تا بیخ گلو و از خداوند واقعی بی خبر ندهیم تلویزیون را تبدیل به تریبونی کردهاند که فقط و فقط از روی ترس وبزدلی دست به تبلیغ دینشان میکنند آنها از نسل جوان میترسند وچه راه خوبی برای تباهی آنها انتخاب کردهاند. احسنت بر این تفکرات پوچ در پوچ شما ما باید آگاه باشیم وبه این آخوند
اعتماد نکنیم که تمام عمر خود را تباه خواهیم کرد
پیام حسین این است ای بشر ای انسان بالاتر از فرشته ای انسان که اشرف مخلو قاتی بزرگترین نعمت تو تفکر تو ست را ه نجات تو از جهالت راهی جز اندیشه نیست با اندیشه است که میتوانید بر دشمن خود که جهالتی > از اندیشهء تو دارد غلبه کنی این را زمان ثابت خواهد کرد که کرد و ما دیدیم . حسین خود در راه مبارزه با جاهلانی که فکر میکرددن مسلمان واقعی آنها هستند
شهید شد و ما تا کننون بیراهه رفته ایم حسین عرصه یکه تازی حقیقت است و نه تعصب احمقانه به آدات و مسلک ها
ای برادران و ای خواهران من ما باید دینمان را از رسو ماتمان جدا کنیم و بین اینها تمایز قائل شویم
این راه شریعتی بود. راه آزادی تا حقیقت
مرز مرز حسین با جهالت بسیار نزدیک است بسیار نزدیک بسیار نزدیک از خود او بخواهید تا کمک کند. به امید روزیکه
از حسین استفادهء ابزاری نکنیم
با نذرات خود ما را یاری کنید



