تبليغاتX
چشم ها را باید شست

چشم ها را باید شست

ای کاش یک لحظه میتوانست برشانه های خود بنشانم این خلق بیشماررا تاببینند خورشیدشان کجاست

درود بر دکتر مصدق

  من به خود مي گويم:


   " چه كسي باور كرد

 
       جنگل جان مرا

 
آتش عشق تو خاكستر كرد ؟
"


باد كولي ، اي باد


تو چه بيرحمانه


شاخ پر برگ درختان را عريان كردي


و جهان را به سموم نفست ويران كردي


باد كولي تو چرا زوزه كشان


همچنان اسبي بگسسته عنان


سم فرو كوبان بر خاك گذشتي همه جا ؟


آن غباري كه برانگيزاندي


سخت افزون مي كرد


تيرگي را در دشت


و شفق ، اين شفق شنگرفي


بوي خون داشت ، افق خونين بود


كولي باد پريشاندل آشفته صفت


تو مرا بدرقه مي كردي هنگام غروب


تو به من مي گفتي
:


" صبح پاييز تو ، نامیمون بود
! "

 

                                                   

 درود بر دکتر مصدق
فرزند ایران زمین

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 4:30  توسط آرمین  | 

من اگر بر خیزم تو اگر بر خیزی همه بر میخیزند

 

 

چه كسي مي خواهد 


من و تو ما نشويم

 
خانه اش ويران باد

 
من اگر ما نشويم ، تنها یيم

 
تو اگر ما نشوي

 
خويشتني


از كجا كه من و تو

 
شور يكپارچگي را در شرق

 
باز برپا نكنيم


از كجا كه من  و تو

 
مشت رسوايان را وا نكنیم

 
من اگر برخيزم

 
تو اگر برخيزي


همه برمي خيزند

 
من اگر بنشينم


تو اگر بنشيني


چه كسي برخيزد ؟


چه كسي با دشمن بستيزد ؟


چه كسي


پنجه در پنجه هر دشمن دون

 
آويزد


دشتها نام تو را مي گويند

 
كوهها شعر مرا مي خوانند

 
كوه بايد شد و ماند


رود بايد شد و رفت

 
دشت بايد شد و خواند

                                              زنده یاد  دکتر شهید  علی شریعتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 4:13  توسط آرمین  | 

استسمارایران از طریق دین

استسمارایران از طریق دین

با سلام به خدمت دوستان آگاه و کنجکاوی که بهweblog من اومدن

من همیشه سعی کردم که اول خودمو بشناسم و سعی کنم که اطلاعاتم از موضوعات پیرامونمون بیشتر و بیشتر بشه .آدم برایه اینکه بفهمه واسه چی اومده و میخواد چیکار کنه و حقیقت چیه .......یه نسل که کمه باید چندین نسل عمر کنه .ولی باور کنین که ارزشش خیلی بیشتر از اینه که آدم چشم بسته یه کاری بکنه .من با خودم سر این موضوع خیلی کلنجار رفتم .پدر و مادرم از اینکه من حرفای جدید براشون میزنم تنشون میلرزه .بعضی اوقات سر نماز بعضی اوقات سر روزهِ ـ زکات ـ ربا ـ اماما ـ خمینی ـ خامنه ای ...... چیزایی بهشون میگم که تمامه بدنشون میلرزه .من همیشه سر دعوا با این آخوندا رو داشتم .حالا بگزریم که خودش یه دنیا حرف داره

میخواستم اینو بگم که قصد نداشتم تو وبلاگم از این مو ضوعات بنویسم ولی تصمیم کبری رو خوندمو آدم شدم

امروز میخوام که کمی این حکومت آخوندیسمو تکونش بدم البته به مناسبت دهۀ زّجر

آخه یکی نیست بگه تو خودت احمقی، با اون اطرافیانت و عمالت وکسبهء دینت فکر میکنی منو امسال من احمقیم ؟

اینو بدونین که اگه پدرایه ما اشتباه کردن و آرزوهای پاک و معسومانشونو دست کسی سپردن که از با حرفای صد من یه غازش همه رو فریبداد ما اینکارو نمیکنیم و به چیزی کمتر از آزادی هم رضایت نمیدیم

قابل توجه بسیجیایه ....

ببینید تو عصر نانو تکنو لو ژی ما هنوز سر این دعوا داریم که کدوم پسر دوس دوختر داره بریم خفتش کنیم و برعکسش هم همینطور

بهتون پیشنهاد میدم بریدکتاب آقای دکتر بازرگانو بخونید (خدمت به اسلام از طریق ایران)

این کتاب شمارو در شناسوندن انقلاب و چگونگیش به شما کمک زیادی میکنه

کتابایه دیگه ای هم هستن از قبیله ریشهای انقلاب ایران(نیکی کدی ) علل و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی (صادق حقیقت )

میشل فو کو (ایرانی ها چه در سر دارند)و( جرعۀ جاری) کتابی هست از آقای( دکتر زیبا کلام) که اسمش یادم رفته

کتابهای آقای بازرگان و آقای دکتر ابراهیم یزدی از مهمترین منابعی هستن که میتونین استفاده کنین

اگر میبینید که غرب به طور فوق العاده ای پیشرفت میکنه منبعش از اونجاس که در غرب به آزادیهای فردی احترام میزارن و بخاطر یه چک یا یه آنتن ماهواره یا خیلی چیزایه مضحکه دیگه با لگد در مردمو نمیشکنن و آبروشونو نمیبرن .من با یکی از این غربیا که چت میکردم بهش گفتم ما اینجا آنتن ماهواره نداریم که فلان برنامهای که تو میگی رو ببینم یارو فقط شکلک اون آدمکو میداد که از خنده روده بر شده

این واقعیتِ که ما انسانهایی هستیم که حد اقلهای خودمونو نمیشناسیم و نمیدونیم که یه انسان در سال 2006 چه حقی داره

اینارومن نمیگم دانشمندای علم اقتصاد از قبیل آقای آرتور لوِِیز آقای بنجامبن هیگینز و.... که از جمله دانشمندایه مکتب فزیوکراتن(طبیعیون)اینا که تمام دنیا بهشون احترام میزارن معتقدن که منافع جامعه در گرو منا فع شخصی آدماس .جوهره این تفکر از آزادی فردی گرفته شده اینا معتقدند که دولتها اگر در زندگی شخصی افرادشون دخالت کنن و برای اونا محدودیت بزارن مقبولیتشون و در نهایت مشروعیتشونو از دست میدن (لازم است ُمفسل خوانده شود)اینا همینایین که ما بهشون میگیم کافره نجستر از گوه در صورتی که همین دانشمندا هستن که آمریکا و غرب ساختن و ما موندیمو این عرب احمق که دورو برمونو احاطه کردن و به غیر از خوردنو خا بیدن به چیزه دیگه یی فکر نمیکنن چون نفت دارن . لازم بهتون بگم که همین عربا ما ایرانیارو در زمانهای قدیم به عنوان بردهء خودشون میدونستن .اصلان فلسفه عرب جماعت اینه که ما آقاییم و از ما بهتر تو دنیا وجود نداره (چون خونه خدا کدوم وره ازاین وره و از این وره )پس ما با همه فرق فوکولیم و از همه بهتریم و خدا بهمون نفت داده و از اونای بزرگ ... و به زنای ما میگفتن ضعیفه و اونارو طهقیر میکردن و به کنیزی و به کنیزی و بردگی میبردنشون .اگه میبینید که قرآن اومده !اول برا اونا بود که از تمدن بویی نبرده بودن و بچه هاشونو زنده بگور میکردن و سالی یه بار حموم نمیرفتن و برادر برادرو بخاطر مالش میکشت وهمسایه ماله همسایرو میخورد یه آبم روش و مهم تر از همه اینا زنهارو برای خودشون حلال میدونستن .اونایی که از محمد دم میزنن برن یه باره دیگه کتابایه بخارایی ؛ حنفی، و در کل کتا بایه صحح 6 گانه رو خوب بخونن . مگه حمین حضرت محمد خودش تو 20 سالگی زن 40 ساله نگرفت مگه تو 40 سالگیش دختر ابوبکرو که 6 سال داش خواستگاری نکرد و تو 9 سالگیش باهش ازدواج نکرد مگه ایرانو با خاک یکسان نکرد بزرگترین تمدن اونزمانو از بین برد و کتابخونهامونو آتیش زد و به قنیمت زن خسرو پرویزو و به عربستان نبرد مگه نریختن زنای بیگناهو منافی عفت نکردن که الان ما به نوادگان اونا بگیم سید

من کاری به کاره محمد و کسای دیگه ندارم بلکه میخوام دوباره بیدار شیم و به آریایی بودنمون افتخار کنیم نه عرب بادیه نشین

من میخوام بگم که این اجداد ما بودن که اولین حقوق بشرو نوشتن این ما بودیم که اولین امپراتوری رو ساختیم ای ما بودیم که جهان رو قبضه کرده بودیم .و روم به اون عظمت و اون شکوه جلال در مقابله ما همیشه شکست مخورد و اگه به فیلمای داستانی که ریشۀ اساطیر روم و یونانی دارن مثل، کلو پاترا، گلادیاتور، تروا ،پشم زرین .... نگاه میکنین و لذت میبرین از این همه تاریخ کهن و متمدن بودن لازم بگم که اگه ما رو هم استسمار نمیکردن و به نام دین به بردگی نمیکشیدن و مردممونو مسمومه روحی نمیکردن الان ما هم به خودمون افتخار میکردیم و به آریایی بودن خو دمون غره میشدیم و لازم نبود که من در ساعت 2 شب weblogبنویسم تا مردوممو نجات بدم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 3:6  توسط آرمین  |